بعضی وقتها که حس میکنم حوصلهام از «سیاست» سر رفته و از روزمره گیِ خسته شدهام، مینشینم و چند تا از کارتونهای میازاکی را تماشا میکنم. امسال دمِ عید باز به سرم زد بنشینم و میازاکی ببینم، و کاری که مدتها بود می خواستم بکنم اما وقت نمی کردم را هم انجام دهم: مقاله ای درباره آثارِ او بنویسم. در نگارشِ این مقاله، چنانکه موضوعش می طلبد، ناپرهیزی خواهم کرد و از هر دری سخنی خواهم گفت. اگر موضوعِ آن را دوست داشته باشید، با آن همراهی خواهید کرد و دقایقی چند از روزمره گی فاصله خواهید گرفت؛ اگر دوست نداشته باشید، برای تان مهجور و دشوار خواهد آمد و روزمره گی را به آن ترجیح خواهید داد. با این وجود، اگر حوصله کنید و مقاله را تا به انتها بخوانید، می بینید که تمامِ این تلاشِ ابتدایی برای فرار از سیاست چندان هم موفق نبوده. به هر ترتیب، برگِ سبزی است تحفه درویش، عیدیِ من به تمام آن کسانی که در سالیانِ فراتر از کودکی و نوجوانی همچنان عشق به «کارتون» را در دل شان حفظ کرده اند
- ۶ نظر
- ۰۱ آذر ۹۴ ، ۲۳:۱۴