- ۰ نظر
- ۲۲ بهمن ۹۴ ، ۱۷:۱۵
قهرمان چیست؟ واژه قهرمان در قدیم پیشتر به مبارزان و جنگجویان نسبت داده می شده است ، انسان های قوی و قدرت مند که دارای خصایص خاصی نیز بودند.اما امروزه تعریف قهرمان و قهرمان پروری دستخوش تغییرات بسیار زیادی شده است.
چرا انسان ها به قهرمان نیاز دارند؟ در بررسی تاریخ و فرهنگ ملل مختلف متوجه می شویم که قهرمانان معمولا ساخته ذهن جامعه فرومایه و تهی دست بوده اند. مردمانی که به علت محدودیت های بسیار در جامعه و نداشتن قدرت برای بهتر کردن وضعیت زندگی خود قهرمانان را می ساخته اند ، قهرمانانی که جای آنان را می گیرند و به جای آنان خواسته ها، آرزوها و ضعف هایشان را برآورده می کنند به تعبیری بت های که انسان های می سازند و پرستششان می کنند . می توان گفت انسان ها به قهرمان احتیاج دارند فردی که آرزوها و خواسته های خود را به او نسبت دهند و وی تجلی تمام این ارزوها و خواسته ها باشد ، انسانی قوی ، شکست ناپذیر، مهربان ، زیبا و ... و تمامی خصایصی که به قهرمان ها نسبت داده می شود که گاهی مافوق انسانی نیز هستند.
هر بینندهای پس از تماشای فیلم برداشتهایی از نقاط قوت، ضعف و پیام فیلم دارد که غالب این برداشتها ذوقی است. نقد فیلم می کوشد به این برداشتهای ذوقی جهت ببخشد و با نظاممند کردن و فنی نمودن آنها درک و فهم بصری بینندگان فیلم را افزایش دهد. بنابراین،یک نقد جامع در حیطهی فیلم،نقدی است که به سه پرسش مهم و کلیدی دربارهی آن فیلم پاسخ گوید:
1. فیلم چه می خواهد بگوید؟
2. از چه راهی می خواهد بگوید؟
3. میزان موفقیت فیلم در رساندن پیامش چقدر است؟
پاسخ به هریک از این پرسشها مرحلهای از مراحل سه گانهی نقد فیلم را میسازد. پاسخ پرسش نخست،توصیف محتوایی فیلم را شامل می شود و تفسیر فیلم نام می گیرد. پاسخ پرسش دوم،توضیح عناصر تکنیکی و فرمی فیلم را دربرمی گیرد و تحلیل فیلم را می سازد. پاسخ به پرسش واپسین،ارزیابی و قضاوت فیلم را می سازد و ارزیابی فیلم نامیده می شود.
موسیقی و حرکت (Music and Action)
شاید استفاده از واژهی «حرکت» به جای «اکشن» (Action) یا «بازی» در وهلهی اول ناخوشایند به نظر برسد. اما پس از بررسی و مطالعهی نمونهها و تعاریف ذکر شده در کتب مختلف، واژهی حرکت از هر واژهی دیگری مناسبتر به نظر میرسد. کتاب «تکنیک موسیقی فیلم»، موسیقی و حرکت را چنین تعریف میکند: «نزدیک ترین شکل بین موسیقی و حرکت با عنوان «میکیماوسی» (Mickey- Mousing) شناخته شده و بیشتر از هر زمینهی دیگری در فیلمهای کارتون و موزیکال به کار گرفت شده است.»(1)
«واسوالد پودوفکین» در کتاب تکنیک فیلم، در مورد نقش موسیقی چنین آورده است: «نقشی که صدا باید در فیلمبازی کند خیلی موثرتر از تقلید کورکورانهی ناتورالیسم است. اولین عملکرد صدا، تشدید یا افزایش نیروی بیانی مفهوم فیلم است… برش یا تدوین، فرایندی بود که سینما را از حالت مکانیکی به خلاق تبدیل کرد… اکنون که صدا به سینما وارد شده است، شعار «برش با ارزش برابر» کاملاً ضروری باقی میماند. فیلم ناطق برخورد نزدیکتری به ریتم حقیقی موسیقایی نسبت به سینمای صامت خواهد داشت و این ریتم نه فقط از حرکت بازیگر و اشیای روی صحنه (که امروز مهمترین نقطهی تمرکز ماست) بلکه از برش قطعات صدا به عنوان یک «کنتراپوان» آشکار برای فیلم گرفته میشود».(1)
سلاح واژه ای که قدمتش به اندازه تاریخ بشریت است و از زمان پیدایش بشریت همواره همراه این موجود دو پا بوده است . از زمان هابیل و قابیل که اولین قتل صورت گرفت تا به امروز که سلاح ها روزانه جان بیشتر از 1500 انسان را می گیرند تقریبا هر دقیقه یک نفر !
دنیایی که پول و قدرت در آن حرف اول را می زند دنیایی که اسلحه وسیله ای برای حکومت بر جهان است و حاکمان این دنیا کارخانجات و دلالان فروش اسلحه هستند . اگه بخواهیم نگاهی به آمار تلفات جنگ ها بیاندازیم آن هم فقط به دو جنگ جهانی اول و دوم که بالغ بر 100 میلیون کشته بر جای گذاشته است آن وقت است که پی می بریم اسلحه می تواند چه قدر ترسناک باشد . آمار خشونت و کشتار مسلحانه در جهان ناامید کننده است، در دنیا روزانه بیش از 12 میلیارد فشنگ تولید می شود که بیشتر آن ها صرف کشتن مردم بی گناه و غیر نظامیان می شود . 16 درصد از کل تجارت جهانی مربوط به اسلحه می باشد یعنی روز تقریبا 2 میلیارد دلار صرف خرید اسلحه در جهان می شود ، سودی که شرکت های اسلحه سازی مثل بوئینگ، لاکهید مارتین، جنرال داینامیک و ... از این بازار بزرگ به جیب می زنند و دلالانی که این سود ها رو از خون بدست می آورند ، پول های که بوی خون می دهند .
"کلمات منشا سوءتفاهم ها هستند" آلبر کامو
بارها پیش آمده که در مقالات و خرده بحث هایی که درفروم ها و تاپیک ها در باب داستان سرایی و شخصیت پردازی بازی ها شکل گرفته ، استفاده ی مکرر از واژه های بعضا دهان پر کنی چون آنتاگونیست (Antagonist) و پروتاگونیست (Protagonist) را بی آنکه کارکرد درست و به جایی را داشته باشند ، مشاهده می کنیم .
برای مثال چندی پیش در میان صحبت جمعی دانشگاهی در مورد شخصیت رابین هود (Robin hood) متوجه شدم دوستی رابین هود را یک آنتاگونیست می داند، در حالی که به هیچ وجه اینگونه نیست. وقتی که این اشتباه را به او گوشزد کردم به دفاع از حرفش برخواست و گفت که رابینهود یک قهرمان (Hero) محسوب میشود و در دراماتولوژی به قهرمانان آنتاگونیست میگویند، دوست دیگری نیز با این تصور که پیشوند Anta از Anti میآید با ما مخالفت کرد و گفت که آنتاگونیست به ضدقهرمان نزدیکتر است تا قهرمان!
اول از همه این انیمه مرتبط با انیمه سیتی هانتر هست منظورم از ارتباط اینه نیست که حتما باید سیتی هانتر رو ببینید تا متوجه داستان این انیمه بشید . خیر داستان ها کاملا با هم فرق می کنند در واقع سیتی هانتر بازگو کننده گذشته شخصیت های اصلی این انیمه است.
موضوعش جالبه اونم تغییر شخصیت یک انسان قاتل که از کودکی آموزش دیده است تا انسان بکشد و بعد تغییر 180 درجه ای شخصیتش با پیوند یک قلب .
از BIG-HUGE ممنون که در مورد مبحث تاریخی این انیمه برام توضیح داد من یکمی در مورد داستان توضیح می دم یکی از عناصری که همیشه باعث موفقیت یک داستان میشه اینه که داستان یه ایده نو رو برای گفتن داشته باشه که متاسفانه این انیمه یه همچین خاصیتی نداره . شروع این گونه داستان ها همیشه با شخصیت اولی هست که هیچ قدرت و استعداد خاصی نداره همین طور هیچ گونه طرفدار و یا دوستانی ، معمولا این شخصیت ها ترسو بسیار سوسول و حتی دارای کمترین مهارت ها از قبیل جنگ آوری ، روابط اجتماعی و غیره هستن که به مرور زمان و با افتادن یک سری اتفاقات خاص از قبیل شرکت در یک جنگ ، کشته شدن یکی از افراد خانواده ، مورد سواستفاده قرار گرفتن و ... تغییری در آن ها به وجود آمده و با کمک دوستان خود که غالبا از هر نظر از جمله موارد بالا از شخصیت اول بهتر هستن شروع به همکاری می کنه یا شروع به مسافرت و تجربیات بیشتری به دست میاره و در آخر به هدفش می رسه .