A.M Bahamir

امیرمحمد بهامیر؛ روزنامه‌نگار

A.M Bahamir

امیرمحمد بهامیر؛ روزنامه‌نگار

سلام خوش آمدید

۱۰۷ مطلب با موضوع «یادداشت» ثبت شده است

کدام یک برای تکریم خانواده بهتر فیلم می‌سازد؟ ما یا ژاپنی‌ها!

شاید ویدئوی کوتاه تبلیغی را دیده‌اید که از تفاوت زندگی مجردی و متاهلی ساخته شده است؛ ویدئویی که به‌احتمال زیاد دست‌اندرکاران آن به‌دنبال ایجاد فضایی تبلیغاتی برای ترغیب جوانان به ازدواج و سپس فرزندآوری بوده‌اند. تبلیغی که نه‌تنها باعث انتقال این پیام نشد، بلکه تبدیل به ضدتبلیغی شد که واکنش‌های منفی را نیز دریافت کرد.

نکته اصلی در این ویدئو نه پیام آن و نه نحوه ارسال پیام، بلکه انتخاب سوژه برای جامعه مخاطب هدف خود بود. سوژه این ویدئو به بی‌سلیقه‌ترین حالت ممکن انتخاب شده؛ انتخابی که نشان می‌دهد خانواده یعنی همسری که آشپزی کند و شوهری که درحال خوردن غذا باشد. سوژه‌ای که امر ازدواج را به امر شکم تقلیل می‌دهد.

  • امیر محمد بهامیر
مجله کی پاپ
صنعت سرگرمی به خصوص موسیقی کشور کره شاید تا چند سال پیش برای خیلی‌ها مفومی نا آشنا بود. صنعتی که از اوایل سال 2010 شروع به رشد کردن در مقیاس جهانی کرد و توانست برای خود نه تنها در کره بلکه در جهان نیز نامی دست و پا کند. صنعتی که امروزه با وجود گروهی همچون بی تی اس تبدیل به یک سبک جهانی شده است و حتی خوانندگان مطرح غربی نیز در آرزوی دست یافتن به محبوبیت این گروه‌های کره‌ای هستند. این صنعت در ایران نیز دارای طرفداران بسیاری است، از دخترها و پسرهای نوجوان تا حتی بزرگسالانی که خود را فندوم این گروه‌های کره‌ای می‌دانند. گروه‌هایی که با فعالیت در این صنعت توانسته‌اند سود چند ده میلیارد دلاری را برای کشور کره به ارمغان بیاورند. گروه‌های که امروزه نماد فرهنگی کشور کره هستند و دارای مدال افتخار ملی برای نشان دادن هویت مردمان چوسان قدیم که تمام عمر خود را تحت استعمار کشورهایی چون چین، ژاپن و امریکا بوده‌اند هستند.

 موج کره‌ای شدن چند سالی است که در کشور ما نیز به راه افتاده است. قطعا این موج سود و ضررهای بسیاری را در خود جا داده است و باید با شناختی درست و انجام تحلیل‌های مناسب سعی در شناخت این موج داشته باشیم. چه بخواهیم و چه نخواهیم دخترها و پسرهای زیادی در ایران وجود دارند که خوانندگان و سلبریتی‌های کره‌ای را فراتر از حد ممکن دوست دارند. قرار نیست بگویم این کار درستی است که سلبریتی زده بشیم اما نباید لحن مسخره کردن نیز به خود بگیریم.
لحنی که متاسفانه هرچند وقت یکبار شروع می‌شود و حتی سلبریتی‌های کشور خود ما نیز به آن دامن می‌زنند. از بیمار روانی خواندن طرفداران این گروه‌ها تا برشمردن اسم این گروه‌ها با نام یک بیماری و غیره. متاسفانه این روزها در فضای مجازی یاد گرفته‌ایم که باید مسخره کنیم تا دیده شویم. یاد گرفتیم که اگر به سلایق و علاقه دیگران توهین کنیم می‌توانیم خود را بزرگ جلوه دهیم. یاد گرفته‌ایم نسبت به هر چیزی که درباره آن شناخت نداریم اظهار نظر کنیم و خود را کارشناس نشان دهیم. اما دریغ که اینها اسمش حرف کارشناسانه نیست بلکه بی‌اخلاقی‌هایی فضای مجازی است. کره‌ای‌ها را چشم بادامی خواندن یا به آن‌ها انگ منحرف بودن زدن فقط به خاطر نحوه پوشش و آرایشی که در کشور آن‌ها فرهنگ محسوب می‌شود ما را تبدیل به کارشناس نمی‌کند.

اگر از موج کره‌ای که در کشور راه افتاده است و جوانان ما را درگیر سلبریتی‌های خارجی کرده است ناراحت هستید، روشش این نیست که توهین کنید بلکه با شناخت و تحقیق مناسب باید درست و سنجیده درباره این موج صحبت کنید. مجله کی پاپ دقیقا هدفش همین نکته است، می‌خواهد به شما بگوید که کره آن چیزی که از قاب رسانه نشان داده می‌شود نیست. کره و صنعت سرگرمیش را باید از دید واقعیت دید و به قول شعار اعضای مجله نقادین "کره آن چیزی که هست نه آن چیزی که نشان داده می شود" دید.


دانلود مجله کی پاپ از سایت نقادین

  • امیر محمد بهامیر
پدر مادر من قهرمانم

ابرقهرمان‌ها تهدید هستند یا فرصت؟ ابرقهرمان‌ها برای فررزندان ایرانی مناسب هستند یا نه؟
پاسخ به این دو تا سوال بیش از حد پیچیده و زمان‌بر خواهد بود. از این بابت پاسخ دو سوال بالا سخت خواهد بود که هیچ محتوای رسانه‌ای را نمی‌توان صد در صد بد یا صد در صد خوب قلمداد کرد.
محتواهای رسانه‌ای در حوزه کودک و نوجوان نیز شامل ابن بحث می‌شوند. این که بگویم ابرقهرمان‌ها مناسب بچه‌های ایرانی نیستند یا انیمیشن‌های آمریکایی محتوایی غرب‌زده دارند یا انیمه‌ها به ترویج شیطان پرستی کمک می‌کنند، نگاهی کاملا ناآگاهانه و بدون بصیرت خواهد بود.
این چنین نگاهی که هر مدل رسانه‌ای را تهدید می‌داند و درصدد حذف آن برمی‌آید نگاهی اشتباه است. زیرا رسانه یک ابزار است که از آن می‌توانیم در راستای ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی خود استفاده کنیم.
نکته اصلی نیز آن است که نمی‌توان جلوی ورود محتواهای خارجی را گرفت. پس باید تولیدات داخلی را افزایش داده و آن وقت حق انتخاب را به مخاطب بدیم. مطمئن باشید که مخاطب زمانی که تولید ایرانی با کیفیت را ببیند کمتر به سمت خارجی خواهد رفت.
مستند «پدر، مادر، من قهرمان» که از شبکه سه سیما پخش شد، کار دوستان خوبم بود که من نیر افتخار داشتم هرچند کوتاه به عنوان کارشناس در این مستند حضور داشته باشم. حضوری که شاه بیت آن همین جمله من بود.

«ابرقهرمان همانند یک شمشیر دو لبه عمل می‌کنند. اگر از آن‌ها به خوبی استفاده کنیم می‌توانند در تربیت فرزندان ما کمک کننده باشند و اگر نتوانیم از ظرفیت‌ آن‌ها استفاده کنیم، تبدیل به تهدید خواهند شد.»

 

جهت تماشای مستند کلیک نمایید.

  • ۰ نظر
  • ۱۳ شهریور ۰۱ ، ۲۰:۴۶
  • امیر محمد بهامیر
سینما هویت

‌به عنوان یکی از افرادی که در چند سال گذشته در حوزه کودک و نوجوان به فعالیت رسانه‌ای پرداختم، بارها با والدینی برخورد داشتم که نگران تعامل فرزندان خود با رسانه‌ها به خصوص گیم هستند.
دغدغه‌ای طبیعی که وجود دارد اما آگاهی از مدل رفع این دغدغه به والدین تا حالا داده نشده است. پس تلاش کرده‌ام در این چند سال به والدین بگویم که شما بهترین دوست و همراه فرزندان خود در مواجهه با رسانه‌ها باید باشید.
برای رسیدن به این رابطه دوستی نیز در ابتدا باید خود شما میزان آگاهی و سوادتان را در مواجهه با رسانه‌ها بالا ببرید. در برنامه سینما هویت شبکه امید سعی کردم هرچند کوتاه به والدین بگویم که برای رفع دغدغه‌های خود نسبت به این موضوع چه کنید.

تماشای گپ و گفت من با بچه‌های سینما هویت در لینک زیر:

سینما و گیم

  • ۰ نظر
  • ۰۹ شهریور ۰۱ ، ۱۶:۱۵
  • امیر محمد بهامیر
مرزنشینی کمیک در ایران

کمیک یکی از رسانه‌های جذاب در جهان و البته مغفول مانده در کشور ایران است. رسانه‌ای که ارتباط مستقیمی با حوزه کودک و نوجوان دارد و تجارب موجود در جهان نیز نشان داده است که تا چه اندازه ظرفیت برای این صنعت می‌تواند وجود داشته باشد. در برنامه گفت‌و‌گو محوری که در خدمت دوستان اندیشکده ژرفا بودیم درباره کمیک آن‌ هم در ایران صحبت کردیم. صحبتی که بهانه آن نقد کمیک مرز بود.

کمیک مرز که توسط انتشارات پی‌نما به چاپ رسیده‌ است در کنار کمیک ایلیا محصول شرکت کمیکا می‌تواند نمونه‌ خوبی برای آن باشند که نشان دهیم، کمیک در ایران می‌تواند تبدیل به صنعت بزرگی شود. صنعتی که در جهان درس‌های خود را به خوبی پاس کرده است. می‌توانید گفت‌وگو من با دوستان اندیشکده ژرفا را در آپارات این اندیشکده ببینید.

برای تماشای گفت‌و‌گو کلیک نمایید.


  • ۰ نظر
  • ۳۰ خرداد ۰۱ ، ۲۰:۵۷
  • امیر محمد بهامیر
جشنواره فجر در چهل سالگی آن

جشنواره فیلم فجر ویترین سینمای ایران است. ویترینی که در سال 1400 چهلمین دوره خود را تجربه می‌کند. دوره‌ای که فضای بسیار خاصی نیز دارد، زیرا در دو سال گذشته به علت وجود کرونا بسیاری از سینماها تعطیل و جشنواره فجر نیز در سال گذشته تحت شعاع این بیماری بود. حال بعد از فروکش کردن کرونا و بازگشایی دوباره سینماها، جشنواره نیز جان تازه‌ای به خود گرفته است.

جشنواره امسال از چند جهت قابل بررسی است. ابتدا از این جهت که در سال‌های گذشته رکود نسبی بر فضای سینماها حاکم بود و بیشتر مخاطبان عملا حضور در سینما را قدغن کرده بودند. دوم از این بابت که جشنواره پارسال تحت شعاع کرونا در سکوت خبری برگزار شد و آثار سینمایی به نمایش درآمده نیز آنچنان دیده نشدند.

سوم از این جهت جشنواره امسال اهمیت می‌یابد که بیشتر فیلمسازان شاخص، آثار خود را به جشنواره رسانده‌اند. افرادی همچون بهروز شعیبی، مسعود کیمیایی، محمدحسین مهدویان و رضا میرکریمی از جمله چهره‌های جشنواره امسال هستند. اما چهره‌های غایب مشهوری نیز در چهلمین جشنواره فجر، نامشان بر سر زبان‌هاست؛ افرادی همچون مانی حقیقی و هومن سیدی.

منبع: روزنامه صبا

  • امیر محمد بهامیر
تطهیر خاندان سلطنتی با فیلم جدید کریستین استوارت

یادداشت بنده درباره فیلم اسپنسر در روزنامه فرهیختگان

فیلــم «اسپنسر» را بایـــد پروپاگاندای دستگاه رسانه‌ای خاندان سلطنتی بریتانیا برای تطهیر چهره تاریک این خانواده دانست؛ فیلمی سیاسی که قرار نیست چیزی به شما بیفزاید، بلکه قرار است تغییری در نگاه شما نسبت به یکی از بزرگ‌ترین رسوایی‌های این خانواده ایجاد کند. آن هم ماجرای مرموز مرگ پرنسس دایانا، همسر شاهزاده ریچارد و مادر شاهزاده هری و ویلیام.

پرنسس دایانا که خود از اشراف‌زادگان ولز به‌حساب می‌آمد طی ازدواجی پر از حواشی با شاهزاده ریچارد، جزء دربار سلطنتی انگلستان شد. دایانا از همان ابتدای ورودش به‌واسطه فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی بسیاری که داشت تبدیل به فردی رسانه‌ای در دهه 1980 انگلستان شد. به‌گونه‌ای که رد پای حضور او در مراسم فرهنگی و اجتماعی بسیار مورد توجه رسانه‌ها قرار می‌گرفت.

  • امیر محمد بهامیر
اهل جهنم برخواسته‌اند

یادداشتی درباره سریال جدید نتفلیکس با نام اهل جهنم در روزنامه فرهیختگان

فیلم قطار بوسان برندی مشهور برای سینمای کره‌جنوبی است. فیلمی زامبی محور که با انتشارش در سال 2016 باعث شد تا ژانر وحشت ارتقا جدیدی در کشور کره پیدا کند. یون سانگ هو کارگردان این فیلم بعد از ساخت قطار بوسان، نشان داد که سینمای وحشت را خوب می‌شناسد. سینمایی که مخاطب را بر روی صندلی خود از ترس میخکوب می‌کند.

حال این کارگردان مشهور کره‌ای با همکاری نتفلیکس به سراغ ساخت مینی سریالی شش قسمتی رفته است. سریالی که همچون آثار قبلی او رگه‌هایی از ژانر وحشت را دارد اما موضوع آن کاملا متفاوت است. موضوع سریال درباره مفهومی برگرفته از ادبیات دینی است. مفهومی که در آن جنایتکاران توسط فرشته مرگ حکم مرگ خود را دریافت می‌کنند.

  • امیر محمد بهامیر
پیامبری با کتاب دن‌کیشوت

یادداشت بنده درباره فیلم پلتفرم در روزنامه فرهیختگان

سال ۲۰۱۹ چند فیلم مهم و تاثیرگذار راجع‌به نظام سرمایه‌داری روی پرده‌های سینما داشت. این اتفاق پس از آن رخ داد که از جنبش ضدسرمایه‌داری در هامبورگ تا جلیقه‌زردهای فرانسه و پس از آن تجمعات ضد نئولیبرالیسم در شیلی، اتفاقات فراوانی باعث شدند که جهان به‌واقع نشان بدهد از یکه‌تازی این سیستم طی سه دهه اخیر خسته شده است. اما پس از کرونا و درگیر شدن جهان با مسائل دیگری مثل ترامپ و اقران و امثال او در بعضی کشورهای دیگر، به هر ترتیبی که بود سینما هم از زیر بار پرداختن به این موضوع شانه خالی کرد، بی‌اینکه قضیه حل شده باشد.

چند وقت پیش سریال «بازی مرکب» به شکل غافلگیرکننده‌ای توجهات بسیاری را در جهان به خود جلب کرد. با اینکه نقش پخش‌کننده مهم و بزرگی مثل نتفلیکس را می‌توان در این استقبال موثر دانست، اما این مجموعه نسبت به سایر آثار خود نتفلیکس هم به شکلی غافلگیرکننده موردتوجه قرار گرفت. این نشان می‌داد که تب ضدسرمایه‌داری در دنیا هنوز سرد نشده و اگر سینما به آن نمی‌پردازد، از کم‌کاری یا سیاستگذاری‌های خاص بالادستی است. به این بهانه به فیلم پلتفرم بازگشتیم که دو سال پیش و در اوایل همه‌گیری کرونا منتشر شد و به‌دلیل موضوع آن که به نظام طبقاتی می‌پرداخت، تفاسیر فراوانی را به‌همراه داشت. این آخرین فیلم مهم و موردتوجهی بود که طی سال‌های اخیر در سینما راجع‌به نظام سرمایه‌داری ساخته شده است.

  • امیر محمد بهامیر
چه شد که کتاب نخواندیم؟
بخشی از یادداشت من درباره صنعت چاپ و نشر در حوزه کودک و نوجوان که این روزها حال خوشی ندارد. چرا که فرزندان ما و نسل‌های آینده این کشور در حال حاضر نه تنها با کتاب همراه نیستند بلکه از آن فرار نیز می‌کنند. همه این اتفاقات نیز به این خاطر است که سرانه مطالعه کتاب و مشتقات آن به خصوص کمیک و کتاب‌های مصور جایگاهی در سبد فرهنگی خانوار ایرانی ندارند. سبدی که این روزها حتی در بودنش نیز شک و شبهه وجود دارد.

"سرانه مطالعه برای هر جامعه ای اهمیت دارد، زیرا نشان دهنده آن است که مردم در یک جامعه به چه میزان از وقت خود را صرف یادگیری و آگاهی می‌کنند. متاسفانه سرانه مطالعه در کشور ما بسیار پایین‌تر از سایر کشورهای توسعه یافته است. به گونه‌ای که طبق آمار مرکز آمار ایران سرانه مطالعه ایرانیان بالای 15 سال در سال 1399 تنها 16 دقیقه در روز است.

عدد بسیار پایینی که با محاسبه‌ای ساده می‌توان فهمید که تا چه اندازه ما ایرانیان کتاب نخوان هستیم. اما مشکل از کجاست؟ مشکل از عدم فرهنگ‌سازی کتاب خوانی در سنین پایه است. آمار 16 دقیقه در روز مطالعه برای افراد بالای 15 سال است و می‌توان گفت این آمار در سنین پایین‌تر شاد کمی کمتر یا بیشتر باشد. این درحالی است که این آمار برای سنین پایه باید چندیدن برابر باشد."

-ماهنامه فرهنگی سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق (ع)-

  • امیر محمد بهامیر

یه روز‌نامه‌نگار که اومده چرخی تو دنیای رسانه بزنه!

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات