A.M Bahamir

امیرمحمد بهامیر؛ روزنامه‌نگار

A.M Bahamir

امیرمحمد بهامیر؛ روزنامه‌نگار

سلام خوش آمدید
نقد کتاب تابوت سرگردان

نقد کتاب تابوت سرگردان

چهارشنبه, ۲۹ خرداد ۱۴۰۴، ۱۲:۲۳ ب.ظ

میزگرد نقد و بررسی کتاب «تابوت سرگردان» نوشته حمیدرضا شاه‌آبادی با حضور نویسنده اثر و سه تن از کارشناسان حوزه کودک و نوجوان، در اتاق گفت‌وگوی ایبنا برگزار شد. در این نشست، یاشار هدایی نویسنده، پژوهشگر و منتقد ادبی، امیرمحمد بهامیر، پژوهشگر و مدیر واحد ارزیابی و پژوهش کدومو (سرویس دستیار چندرسانه‌ای خانواده و سامانه هدایت مصرف خانواده) و فاطمه اسکندری یگانه، دبیر بخش ارزیابی کتاب «کدومو» به نقد و بررسی این اثر پرداختند.

رمان نوجوان «تابوت سرگردان» جدیدترین اثر حمیدرضا شاه‌آبادی است که داستان رازآلود آن در بستری از تاریخ قاجار رخ می‌دهد. این کتاب در ۲۴۸ صفحه و بهای ۲۶۵ هزار تومان از سوی نشر افق منتشر شده است. در این گزارش، بخش اول میزگرد نقد و بررسی «تابوت سرگردان» آمده است که می‌توانید در ادامه بخوانید:


- آقای بهامیر، شما به‌عنوان فردی رسانه‌ای، نظرتان را درباره گزاره «رمان به‌مثابه رسانه» بگویید. همچنین، این کتاب را تا چه حد متناسب با نیاز نوجوانان امروز می‌دانید؟

امیرمحمد بهامیر: ابتدا مایلم مقدمه‌ای بگویم که ناظر بر کل محتوای رسانه در کشور است: شامل رمان، سینما و غیره. یکی از معضلات بزرگ ما این است که هنوز هم وقتی می‌خواهیم اثری برای نوجوانان تولید کنیم، به‌دنبال نظام مسائل نوجوانان امروزی نمی‌رویم. هر دوره‌ای از نوجوانی، از دهه ۷۰ تا دهه ۱۴۰۰، نظام مسائلی خاص دارد. برخی از این مسائل در همه دوره‌ها مشترک است؛ اما برخی دیگر مختص به آن دوره هستند. متأسفانه در تولیدات رسانه‌ای خود، این موضوع را بسیار کم مشاهده می‌کنیم؛ یعنی اینکه اثری بیاید و واقعاً به مسائل روز نوجوان بپردازد. به‌عنوان مثال، چرا موسیقی کی‌پاپ در ایران محبوبیت پیدا کرده است؟ زیرا به نظام مسائلی اشاره می‌کند که ما در کشور خودمان به آن نپرداخته‌ایم؛ درحالی‌که دیگران به این سمت رفته‌اند و مخاطبان ما جذب آن می‌شوند. چرا اکنون دخترانی که طرف‌دار کی‌پاپ هستند، علاقه‌مند به خواندن رمان‌های کره جنوبی هم هستند؟ یکی از نظام مسائلی که این آثار بر آن تمرکز دارند، آرزو و امید است؛ این نظام مسائل با تولید محتوا در حال ورود به فضای ادبیات است.

حال، ناظر بر محتوای رسانه داخلی کشور خودمان، چه مقدار محتوایی تولید می‌کنیم که به نوجوانان امید می‌دهد یا درباره هویت و علایق آنان سخن می‌گوید؟ وقتی ما در ادبیات کره جنوبی رمانی را مشاهده می‌کنیم که در صدر فهرست پرفروش‌ترین‌ها قرار دارد و موضوع آن درباره نوجوانی است که می‌خواهد در یک کمپانی موسیقی فعالیت کند و ناگهان موفق می‌شود، این نشان‌دهنده آن است که نویسنده متوجه وجود چنین مسائلی در نوجوانان شده و به‌سراغ آن رفته است.

این مقدمه را گفتم تا وارد بحث شویم که ما نیز باید به‌تدریج به شناخت نظام مسائل نوجوان بپردازیم. من این ایراد را از جانب نویسندگان نمی‌دانم، بلکه آن را از جانب حاکمیت و فعالان فرهنگی می‌بینم که باید با پایش و استفاده از شاخص‌های آماری، نظام مسائلی را استخراج کنند که نشان‌دهنده وضعیت نوجوانان امروزی باشد. حال، شما نویسنده‌ای هستید که با فنون این حوزه آشنا هستید و می‌توانید آن مضمون و نظام مسائل را به داستان تبدیل کنید. بنابراین، روی این موضوع سرمایه‌گذاری کنید تا نوجوانان امروزی بتوانند بیشتر با آن ارتباط برقرار کنند و این آثار را جلو ببرند. اگر این اتفاق بیفتد، فکر می‌کنم بخش بزرگی از معضلات ما در حوزه نوجوان حل خواهد شد؛ زیرا می‌دانیم که می‌توانیم با زبان آن‌ها صحبت کنیم و نوجوانان هم متوجه خواهند شد که فردی وجود دارد که در سال ۱۴۰۳ به‌دنبال فهم مسائل آن‌هاست و درباره آن، محتوا تولید می‌کند؛ چه کتاب بنویسد، چه فیلم بسازد و چه هر نوع کار رسانه‌ای دیگری انجام دهد. این امر موجب خواهد شد فاصله‌ها و خلأهایی که وجود دارد، به‌تدریج پر شود.

درخصوص کتاب آقای شاه‌آبادی، باید بگویم که من این اثر را مطالعه کرده‌ام. در ابتدا، احترام و ارادت خود را به این نویسنده ابراز می‌کنم. یکی از نکات مهمی که در این کتاب برای من حائز اهمیت بود، نظام مسائل آن بود. من در جست‌وجوی این بودم که آیا این نظام مسائل به نوجوانان امروزی مرتبط است یا خیر. بخشی از این نظام مسائل وجود داشت؛ به‌ویژه اینکه نوجوانان امروزی برای ورود به هر فعالیتی، به‌خصوص کنشگری یا هر نوع حرکتی، ترسی دارند. این ترس ناشی از این است که آیا امکان دارد آن اتفاق بیفتد یا نه و آیا می‌توانند آن کار را به‌درستی انجام دهند یا خیر.

زمانی که این ترس وجود دارد، اعتمادبه‌نفس کاهش می‌یابد و در ادامه، مشکلات دیگری بروز می‌کند. چیزی که من در کتاب «تابوت سرگردان» حس کردم، تلاش آقای شاه‌آبادی برای نشان‌دادن این موضوع بود که نوجوانان امروزی نباید بترسند و می‌توانند بسیاری از کارها را انجام دهند. البته کاری ندارم که آیا آن کار به‌درستی انجام می‌شود یا اشتباه، اما تلاشی در زمینه پرداختن به این نظام مسائل صورت گرفته است. بااین‌حال، احساس می‌کنم اگر این نظام مسائل به‌سمت مسائل به‌روزتری که نوجوانان با آن‌ها مواجه هستند، سوق داده می‌شد، این رمان می‌توانست موفق‌تر باشد.


متن رمان باید خودبسنده باشد/ «تابوت سرگردان» از نظر تاریخی، کارکرد رسانه‌ای دارد

- لطفاً نمونه‌ای مثال بزنید؛ چراکه داستان «تابوت سرگردان» در دوران قاجار اتفاق میفتد و نمی‌توان هر دغدغه‌ای از دنیای نوجوانان امروز را سوژه این کتاب کرد.

امیرمحمد بهامیر: یکی از مهم‌ترین مسائل، تعریف هویت نوجوان است. کتاب «تابوت سرگردان» یک اثر تاریخی است و هویت نیز دارای پیشینه‌ای تاریخی و سبک زندگی خاصی است که آن را شکل می‌دهد. ما باید بررسی کنیم نوجوانی که اکنون در سال ۱۴۰۳ زندگی می‌کند، هویتش را با چه چیزی تعریف می‌کند. قطعاً هویت او با تاریخش نیست؛ زیرا او با تاریخ خود بیگانه شده است. خوب است که ما یک بستر تاریخی ایجاد کرده‌ایم تا داستانی در آن جریان پیدا کند و نوجوان بتواند درون این بستر تاریخی هویت‌یابی کند؛ اما به قلاب‌هایی نیاز داریم؛ قلاب‌هایی که نوجوان را در دهه ۱۴۰۰ به‌سمت موسیقی پاپ کره‌ای، انیمه و رمان‌های فانتزی حال حاضر متصل می‌کند. اگر بتوانیم این موارد را به بستر تاریخی متصل کنیم، آن‌گاه می‌توانیم به او بگوییم که ما تاریخ غنی داریم و وقایع زیادی در آن رخ داده است. تاریخ ما صرفاً مربوط به دوره قاجار یا پهلوی نیست؛ ما تاریخ ۶ یا هفت هزار ساله‌ای داریم و چندین دوره بحران‌های فرهنگی، سیاسی و جنگی را پشت سر گذاشته‌ایم: مثلاً حمله مغول‌ها یا حمله اسکندر و غیره.

اگر بتوانیم این موضوعات را به‌هم پیوند دهیم، این اتفاق در رمان آقای شاه‌آبادی خواهد افتاد. من حس می‌کردم که تلاش شده تا این پیوند برقرار شود؛ اما همچنان قلابی وجود ندارد که من بتوانم به‌عنوان خواننده در سال ۱۴۰۳ از آن جدا شوم و به‌سمت آن بروم. این احساسی بود که من به رمان «تابوت سرگردان» پیدا کرده بودم.


- آقای بهامیر، شما بیشتر در حوزه فیلم، سینما و انیمیشن فعال هستید و با متون تصویری بیشتر ارتباط برقرار می‌کنید. این کتاب را چقدر تصویری دیدید؟ ظرفیت تبدیل‌شدن این کتاب به فیلم و سریال تا چه میزان است؟ به نظر شما چقدر خوب است که کتاب‌های نوجوان تألیفی در ایران به‌سمت تبدیل‌شدن به فیلم سینمایی یا سریال پیش بروند؟

امیرمحمد بهامیر: اجازه دهید از آخرین نکته آغاز کنم که: خوب است؟ قطعاً خوب است. قطعاً خوب است که ما به‌سراغ اقتباس از ادبیات خود برای آثار سینمایی برویم. البته این موضوع به خودی خود بسیار خوب است؛ اما لزوماً همیشه مطلوب نیست، زیرا سینمای ما باید سینمای تألیفی باشد و در عین حال بتوانیم به‌سمت اقتباس‌ها نیز حرکت کنیم.

منتها نکته‌ای که وجود دارد و اگر بخواهیم دوباره درباره کشور خودمان صحبت کنیم، این است که در زمینه اقتباس یک مشکل اساسی داریم و آن این است که هنوز به این نقطه نرسیده‌ایم که بدانیم قالب کتاب با قالب سینما متفاوت است. من از آقای شاه‌آبادی قطعاً انتظار ندارم که برای ما فیلم‌نامه بنویسد؛ زیرا کار او با کلمات و توصیفاتی است که در قالب متن ارائه می‌شود. قالب فیلم‌نامه بسیار متفاوت‌تر از کتاب است. به عبارت دیگر، من آن تصویرسازی که در کتاب انجام می‌دهم، در سینما نیز باید لحاظ کنم؛ آن شرح صحنه‌ای که می‌نویسم و حتی لباسی که شخصیت می‌پوشد، جزئی از صحنه است و قرار است با آن کنش داشته باشم. این موارد را در کتاب نمی‌بینیم. حال، ممکن است لزومی نداشته باشد، مگر اینکه تمرکز خاصی روی آن لباس داشته باشم که باید به آن بپردازم.

باید اول از همه این نکته را درک کنیم که کتاب متفاوت است و سینما و فیلم‌نامه نیز متفاوت است. اکنون چه اتفاقی میفتد؟ اینکه ما به اقتباس روی می‌آوریم، لزومش این است که نویسندگان خودشان به این سمت بروند که فیلم‌نامه و اقتضائات آن را متوجه شوند و بتوانند در آن قالب بنویسند. ما در حال حاضر نویسندگانی داریم که از حوزه کتاب وارد سینما شده‌اند و با توجه به ذهنیت خود، نگارشی انجام داده‌اند و فیلمی ساخته شده که ممکن است ایراداتی نیز داشته باشد. از سوی دیگر، نویسندگان فیلم‌نامه‌ای داریم که هیچ برداشتی از ادبیات ندارند و با سفارش تهیه‌کننده، مثلاً کتاب آقای شاه‌آبادی را گرفته و می‌خواهند آن را به فیلم‌نامه تبدیل کنند. در اینجا نیز دوباره ایراداتی وجود دارد. بنابراین یک حلقه گمشده وجود دارد؛ یعنی نویسندگانی باید باشند که بتوانند فیلم‌نامه بنویسند یا فیلمنامه‌نویسانی که دستی در رمان و ادبیات داشته باشند.

به نظر من این موضوع را می‌توان به کمیک‌استریپ‌ها مرتبط کرد. کمیک و کمیک‌استریپ فضایی هستند که هر دو بخش را پوشش می‌دهند؛ با اینکه هر کدام قالب مستقلی دارند. من با برخوردهایی که با دوستانی داشته‌ام که در حوزه سینما فعالیت می‌کنند، متوجه شدم آن‌هایی که کمیک می‌خوانند، بهتر می‌توانند از کتاب اقتباس کنند و آن را به فیلم‌نامه تبدیل کنند.

پایان خوش داستان در ژرف‌ساخت اثر است، نه در ظاهر آن/ مخاطب کتاب فعال است و مخاطب سینما منفعل

سؤال دیگر شما درباره این بود که چقدر این کتاب را تصویری می‌بینم؛ واقعیت این است که من این کتاب را چندان تصویری ندیدم. به‌جز برخی صحنه‌های خاص که فکر می‌کردم چگونه در قاب سینما به تصویر کشیده خواهد شد، بقیه کتاب را به این شکل ندیدم. احساس کردم شاید داستان در قالب کتاب جذاب باشد؛ اما وقتی وارد حوزه سینما شود، قطعاً باید تغییرات اساسی در آن صورت گیرد. برخی بخش‌های داستان اضافی هستند و من می‌توانم آن اضافات را به شکل دیگری تغییر دهم و ارائه کنم، ولو با یک قاب دو یا سه ثانیه‌ای.

به همین دلیل، حس می‌کنم کتاب «تابوت سرگردان» بهتر است در همان قالب کتاب باقی بماند. این کتاب می‌تواند مخاطبِ کتاب‌خوان را جذب کند تا اینکه بخواهد به سینما برود، به‌ویژه با تکنیک روایت داستان یا پیرنگی که خود آقای شاه‌آبادی توضیح داد، بسیار دشوار است که این موضوع را در سینما پیاده‌سازی کرد. رفت‌وبرگشت‌های متمادی که لازم است انجام شود، مخاطب سینما را که مخاطب منفعلی است، گیج خواهد کرد و من مجبورم یک داستان تک‌خطی‌تر ارائه دهم، مگر در برخی جاها با فلش‌بک‌های خاص که کار را پیش ببرد.

- به نظر شما، مخاطب کتاب مخاطب منفعلی نیست؟

امیرمحمد بهامیر: قطعاً نیست. مخاطب کتاب وقتی که کتاب را می‌خواند، تصویرسازی نیز در ذهنش انجام می‌دهد. ما چنین چیزی در سینما نداریم. در سینما، ما تصویری را که کارگردان ساخته است، مشاهده می‌کنیم. اگر بسیار مخاطب خوبی باشیم، بعداً خودمان داستان را ادامه می‌دهیم؛ مثلاً جاهایی را تخیل می‌کنیم و می‌گوییم اگر شخصیت اینجا این کار را نمی‌کرد، این‌گونه می‌شد. در غیر این صورت، خصوصیت تصویر این است که شما را منفعل می‌کند و اجازه نمی‌دهد خیال‌پردازی کنید؛ درحالی‌که کتاب این‌گونه نیست.

  • امیر محمد بهامیر

نقد

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

یه روز‌نامه‌نگار که اومده چرخی تو دنیای رسانه بزنه!

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات